تاريخ : یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ | 15:25 | نويسنده : مهسا
سلام

 

امروز یک خاطره ی جالب دارم

یک روز مامانم بهم گفت نرم تواینترنت . منومیگی رفتم تواینترنت اما یواشکی!

تپلتم روبرداشتم و گذاشتم زیر کتاب به بهونه درس خوندن رفتم تواتاق وحال کردم تامامان می خواست بیاد تواتاق تپلتم رو می گذاشتم زیر کتاب!

خلاصه اون روز انقدر کاراگاه بازی کردم که اسم این خاطره رو (هیس )می زارم (هیس دخترها تواینترنت نمی روند)

میخوام از چنتا درد دخترونه برتون بگم…

 

دخترا اماده باشین گریه کنیدااا !!

 

فک کن تازه لاک زده باشی و حواست نباشه، دست کنی تو موهات!!

 

از اون بدتر لاک زدی و دیرت شده و میخوای دکمه مانتو ببندی!!!

 

از اون فاجعه تر وقتی کامل آرایش کردی و میخوای لباس یقه اسکی

 

 بپوشی!!

 

بعد مثلا از بیرون میای و آرایشتو پاک میکنی، همون موقع کار پیش

 

 میاد باز باید بری بیرون!